تبليغاتX
JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes
JavaScript Codes بايادتوهميشه عمرم تموم نميشه - هیچ

 

مي خواهم بنويسم

ازهمه جاوهمه كس؟

ازهيچ جاوهيچ كس؟

نمي دانم ازكجابايدشروع كرد...

ازهيچ جاوهيچ كس مي نويسم

مردمان مي خندند...

(مي خندند...چيزعجيبي نيست هميشه همينطوربوده...)

يكي مي گويد:آخرنمي شودازهيچ نوشت...

" هيچ " هرچه باشدهيچ است و"هيچ" گفتن ندارد

ديگري گفته اش راتصديق كرد:" هيچ هرچه باشد هيچ است"

وهمين طورديگري...ديگري....وديگري....

همه گفتندچگونه مي خواهداز هيچ بنويسد؟"دخترك ديوانه است"

مردمان مراديوانه خواندندچون خواستم از هيچ بگويم.

از هيچي  كه هيچ كس ازآن سخن نگفت

شايدازترس همين مردمان به ظاهرانسان بودكه كسي از هيچ، هيچ نگفت...

اگرمي گفت به گفته مردمان ديوانه اي بيش نبود

مردمان هركه راكه بسان آنهانباشدديوانه مي خوانند...

مضحك است وعجيب ولي هست....

مردمان گفتند هيچ گفتن ندارداماندانستندكه هميشه همه چيزاز هيچ شروع مي شود...

ازيك هيچ ساده....

به خاطر هيچ خيلي ازارزشهايمان راازدست مي دهيم ودريغ ودردكه نمي دانيم به خاطر هيچ بوده...

به خاطر هيچ رفاقت هاي چندين وچندساله مان راازهم مي پاشيم

به خاطر هيچ دل مي شكنيم

به خاطر هيچ عهدمي شكنيم

به خاطر هيچ دروغ مي گوييم

به خاطر هيچ خداراازيادمي بريم

به خاطر هيچ ازپشت خنجرمي زنيم

به خاطر هيچ بي وفايي مي كنيم

به خاطر هيچ خيانت مي كنيم

به خاطر هيچ حسادت مي كنيم

 به خاطر هيچ ...   

به خاطر هيچ چه كارهاكه نمي كنيم وآن وقت مي گوييم كه هيچ گفتن ندارد.

باوركن همه اينهابه خاطر هيچ است...

مردمان بازهم مي گويند:"دختر‍كِ ديوانه"

گويي به خاطر هيچ جنگيدن ونابودكردن وزيرپاگذاشتن باماخوگرفته

توآمدي...آمدي كه به مردمان بگويي ترابه خداقسم چشمهايتان رابازكنيدوببينيدكه هيچ آنقدرهاهم كه شمافكرمي كنيدساده نيست ... امابازهم مثل هميشه ديررسيدي...وكارازكارگذشت...

آن قدرديركه انسانيت مرد...

و هيچ جاي آن راگرفت

حالابازهم مي گويي هيچ هرچه باشد هيچ است؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 7:38 بعد از ظهر توسط دستان نازنين زهرا |